کد خبر 131119
۴ آبان ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

وقتی صحنه‌های وداع در فیلم‌ها به واقعیت تبدیل می‌شود

وقتی صحنه‌های وداع در فیلم‌ها به واقعیت تبدیل می‌شود

چه کسی می‌گوید عصر لیلی و مجنون‌ها تمام شده، چه کسی می‌گوید عشق زمینی حقیقی نیست؟ حاضران دیروز در معراج الشهدای تهران شاهد یک عشق حقیقی بودند.

به گزارش خبرگزاری حیات، تابوت آرام در میان دست‌های دوستان و اقوام به جلو هدایت می‌شود. جمعیت حاضر در معراج به سوی تابوت شهید هجوم می‌آورند. گویی مسافرشان از راه دوری آمده است. هیچ کس گمان نمی‌کرد ماموریت دو هفته‌ای کوروش (قاسم) قویدل تکنسین برق به ماموریتی ابدی تبدیل شود.همسر و دختر 14 ساله شهید آرام آرام به سمت تابوت قدم برمی‌دارند و زیرلب با عزیز خود نجوا می‌کنند. برادر، خواهر، همکاران، دوستان، همسر و تنها فرزند شهید آمده است. همه برای آخرین وداع آماده شده‌اند.چه کسی می‌گوید عصر لیلی و مجنون‌ها تمام شده، چه کسی می‌گوید عشق زمینی حقیقی نیست؟ حاضران دیروز در معراج الشهدای تهران شاهد یک عشق حقیقی بودند.همسر شهید که دقایقی پیش بی‌تاب دیدن پیکر همسرش بود، حالا آرام است. در کنار تابوت همسر نشسته و نگاهش را به چهره او دوخته و می‌گوید «به یادت می‌مانم اگر چه زود رفتی. همیشه دوستت داشتم و خواهم داشت. آرزویت موفقیت دخترمان بود که قول می‌دهم باعث سرافرازی‌ات شود. همان طور که تو ما را سرافراز کردی».مادر دست دخترش را می‌گیرد و سوی همسرش می‌کشاند تا با پدرش وداع کند، اما گریه‌های بی‌امان مجالی برای صحبت به این دختر جوان نمی‌دهد. مادر ادامه می‌دهد «به پدرت بگو که در المپیک قهرمان خواهی شد». او دیگر دستان نوازش گر پدر را حس نخواهد کرد اما می‌داند کجا سراغش را بگیرد. با دیدن اشک‌های بی‌صدای برادر شهید به یاد سخنان دقایق پیش او افتادم که می‌گفت: «قاسم مخالف سرسخت رژیم صهیونیستی و گروهک‌های تروریستی بود. با روحیه‌ای که او داشت، وقتی شنیدم در حین حمله تروریست‌ها با آن‌ها درگیر شده، تعجب نکردم.»صدای شیون و زاری دختری جوان نگاه‌ها را به سمت او می‌کشاند. او باور نکرده که دایی‌اش دیگر مهربانانه او را در آغوش نخواهد گرفت. سرباز سرآسیمه با لیوان‌های آب قند سرمی‌رسد. ردپای کبودی کوچک در چهره‌ شهید دیده می‌شود، اما او فارغ از هیاهوهای اطرافش آرام خفته است.خواهر زینب‌وار در گوشه تابوت نشسته و به صحنه‌‌ی پیش رو نگاه می‌کند و زیر لب می‌گوید: «فکر می‌کردم تمام وقایعی که از تلویزیون نشان می‌دهند فقط در فیلم‌هاست و برای ما اتفاق نمی‌افتد ولی این صحنه‌ فیلم نیست. برادر من شهید شد». نوحه‌خوان می‌خواند و دم می‌گیرد. با خواندن بیت «گلی گم کردم می‌جویم او را/ به هر گل می‌رسم می‌بویم او را» اشک چشم امان حاضران را میبرد. اطرافیان برای دقایقی از تابوت فاصله می‌گیرند تا همسر و دختر شهید برای آخرین بار با پیکر عزیز سفر کرده خود وداع کنند. اینجاست که دیگر پاهایم سست می‌شوند، می‌ایستم و از همان راه دور سلام می‌کنم. باران، ریز ریز از چشمانم می‎‌بارد.*طی شش سال گذشته خون از بینی کسی ریخته نشد«فریدون موری» همکار شهید «کوروش قویدل» با اشاره به این واقعه اظهار داشت: گروهک‌های تروریستی با شکست محاصره در موصل به سمت نیروگاه برق دبس در کرکوک حمله‌ور شده و پس از شهادت چند تن از نیروهای حراست به سمت چادر نیروها رفتند.وی ادامه داد: طی شش سال گذشته که شرکت ما در نیروگاه برق دبس فعالیت دارد، حتی قطره‌ای خون از بینی یک نفر ریخته نشده است. از این رو امکان چنین رخدادی را بعید می‌دانستیم.همکار شهید عنوان کرد: در این حادثه مصیب قنبری از اسلام آباد، نعمت اللە رضایی از شازند اراک، کوروش قویدل از تالش، حسن عبدالوند از لرستان به شهادت و وحید یاوری از کرمانشاە، خدر شفیعی از کرمانشاە، احمد جهانگیرزادە از ارومیە، اکبر حسنی از اردبیل مجروح شدند.موری تصریح کرد: شهید قویدل یکی از پرسنل قدیمی شرکت بود که داوطلبانه به این ماموریت اعزام شد. ابتدا در دفتر شرکت در تهران حضور داشت سپس به کارگاه در کرکوک رفت.وی با اشاره به شخصیت بارز شهید بیان کرد: کوروش یک فرد بشاش با روحیه قوی بود. مسئولین و همکاران شرکت از نحوه برخورد و مسئولیت پذیری او در کار راضی بودند.*آرزوی برادرم را تحقق می‌بخشیمعباس قویدل برادر این شهید بزرگوار با بیان اینکه این حادثه در دومین اعزام او رخ داده است، اظهار داشت: سال 75 وارد شرکت نصب نیرو شد. از نیروهای با سابقه شرکت به شمار می رفت. پیش از این کوروش در کاظمین عراق ماموریت داشت و از آخرین ماموریت او دو هفته گذشته بود.وی افزود: در آخرین تماسی که با او داشتم گفت که در 60 کیلومتری اربیل مستقر هستم. درخواست کرد که به مادر چیزی نگویم. به او توصیه کردم که در صورت بروز اتفاق مراقب خودش باشد، اما ساعاتی پیش شنیدم که او در این حمله با تروریست‌ها مقابله کرده حتی با کسانی که عقب‌نشینی می‌کردند با عصبانیت برخورد کرده است.برادر شهید به روز حادثه اشاره کرد و گفت: صبح روز جمعه خبر حمله ور شدن گروهک های تروریستی داعش به نیروگاه برق دبس را شنیدم. ناراحت شدم ولی زمانی که شنیدم چند تن از این شهدا ایرانی هستند تنم لرزید. آن لحظه تصور نمی‌کردم که یکی از این شهدا برادرم باشد.قویدل تصریح کرد: او مخالف سرسخت رژیم صهیونیستی و گروهک‌های تروریستی بود. با روحیه‌ای که او داشت، وقتی شنیدم در حین حمله تروریست‌ها با آن‌ها درگیر شده، تعجب نکردم.وی با بیان این‌که برادرش را با نام قاسم صدا می‌زدند، گفت: چهار برادر هستیم. کوروش فرزند آخر خانواده بود که او را قاسم صدا می‌زدیم.برادر شهید ادامه داد: پدرم سال 60 فوت کرد و از آنجایی که قاسم نیز فرزند آخر خانواده بود، به نوعی نورچشمی همه محسوب می‌شد. زمانی که خبر شهادتش را شنیدم گویی تمام وجودم مرد.قویدل با اشاره به تنها یادگار برادرش، عنوان کرد: برادرم ورزشکار بود از این رو آرزو داشت که فرزندش هم یک ورزشکار حرفه‌ای باشد. دخترش قهرمان کایاک کشوری است. تمام تلاش‌مان را می‌کنیم که او با کسب مدال قهرمانی المپیک باعث افتخار ما و پدرش شود.وی اظهار داشت: درست است که برادرم سلاح نظامی بر دست نداشت، تا در عراق با گروهک های تروریستی مقابله کند، اما با سلاح دانش خود در نیروگاه کرکوک به مبارزه علیه دشمن پرداخت. برادرم مزد زحماتش را گرفت، اما من در آرزوی جنگیدن با گروهک‌های تروریستی در رکاب سردار سلیمانی ماندم.تابوت را آماده می‌کردند تا از میان جمعیت خارج شود. خواهر شهید برای بدرقه پیکر برادر به پا می‌خیزد و تنها یادگار او را در آغوش می‌گیرد و می‌گوید: «پدرت همیشه کنارت هست». گفتنی است، مراسم تشییع پیکر پاک شهید کوروش «قاسم» قویدل تکنسین گیلانی که در ماموریت نیروگاه برق کرکوک عراق توسط عوامل داعش به شهادت رسید، صبح امروز در ماسال برگزار شد و پیکر پاک شهید قویدل جهت تدفین به روستای سنگ‌پست منتقل شد.منبع:دفاع مقدسانتهای پیام/   

برچسب‌ها